بیلیارد آنلاین

اصطلاحات بازی بیلیارد

قوانین و اصطلاحات بیلیارد به قدری زیاد است که یادگیری همه آن‌ها کار دشواری به نظر می‌رسد. شاید در ابتدا یادگیری: تسلط بر موضع گیری صحیح، تکنیک‌های نشانه، زوایا، استراتژی‌ها و اصلاحات برای شما کار بسیار سختی باشد؛ اما خواندن این مطلب می‌تواند کمک زیادی به شما بکند.

لازم به ذکر است که برای برخی از واژه‌ها معادل فارسی مناسب وجود نداشت و عین لغت انگلیسی آن را به کار بردیم.

ابتدا از میز بازی شروع می‌کنیم. دو نوع میز بازی داریم؛ میز pool و میز Snooker .

:Cue Ball توپ سفیدی که با چوب بیلیارد به آن ضربه زده می‌شود و حرکت اول بازی با ضربه به این توپ انجام می‌شود. به اولین ضربه بازی اصطلاحا Break Shot می‌گویند. در انواع بازی‌های بیلیارد رنگ این توپ سفید است؛ اما در بیلیارد کاروم، یک بازیکن ممکن است با یک توپ خال دار یا حتی زرد بازی را شروع کند.

Solid ball: به توپ‌های شماره 1 تا 8 گفته می‌شود که از رنگ‌های متفاوتی تشکیل شده است.

Strip ball: به توپ‌های شماره 9 تا 15 گفته می‌شود که رنگ‌های آن با توپ‌های شماره 1 تا 8 متفاوت است.

Rack: مثلث چوبی یا راک وسیله‌ای است که برای مرتب کردن توپ‌ها برای شروع بازی استفاده می‌شود. در انواع مختلف بازی بیلیارد توپ‌ها به شکل مثلث چیده می‌شوند به غیر از بازی ناین بال که در آن به شکل لوزی چیده می‌شود.

Bridge (پل): اصطلاحا به نحوه گرفتن دست نگهدارنده هنگام ضربه زدن با چوب بیلیارد گفته می‌شود که به هدایت کردن توپ در مسیز مستقیم کمک می‌کند. دو نوع پل داریم؛ پل باز و پل بسته.

Rest: زمانی که توپ‌ها در موقعیتی هستند که نمی‌توان به درستی پل زد، از حالت رست استفاده می‌شود.

Plant: وقتی که توپ هدف اول (توپ سفید بیلیارد یا cue ball) با توپ هدف دوم ( یکی از توپ‌های شماره 1 تا15) برخورد می‌کند و توپ دوم وارد حفره‌ی دور میز می‌شود از این اصطلاح استفاده می‌کنیم.

Double: هنگامی که توپ پس از چندین بار برخورد به باند بالاخره وارد حفره می‌شود، از اصطلاح دوبل استفاده می‌کنیم.

Free Ball: زمانی که بازیکن حریف خطایی انجام دهد و توپ سفید یا cue ball در جایی باشد که بازیکن دیگر نتواند به آن ضربه بزند، می‌تواند از هر توپ دیگری به جای cue ball استفاده کند. به این حالت free ball گفته می‌شود و اگر بتواند با همان ضربه توپ را داخل حفره‌های دور میز بیاندازد یک امتیاز می‌گیرد.

Frozen Ball: زمانی که توپ به توپ دیگری چسبیده باشد و یا موقعیت آن کنار ریل جوری باشد که ضربه زدن به آن مشکل باشد، از این اصطلاح استفاده می‌شود.

Maximum Break: حداکثر امتیازی که می‌توان در بیلیارد به دست آورد 147 است. به این امتیاز Maximum Break گفته می‌شود.

Object Ball: به توپی که با cue ball به آن ضربه می‌زنیم و آن را هدف گرفتیم گفته می‌شود.

Pot: از این اصطلاح هنگامی استفاده می‌کنیم که توپ با اولین ضربه وارد حفره شود.

Open Table: وضعیتی که در آن هیچ یک از بازیکنان گروه خاصی از توپ ها را در اختیار ندارند.

Position play: به استراتژی بازی،سرعت بازی و سرعت و میزان چرخش توپ در بازی گفته می‌شود.


Jump Shot: هنگامی که بازیکن توپ هدف را عمداً از سطح میز خارج می‌کند.

Leave: اصطلاحی است برای بیان دشواری ضربه ای که برای حریف باقی مانده است.
Stance: به نحوه ایستادن بازیکن گفته می‌شود.

نقطه ی افت: نقطه‌ای که توپ روی آن قرار دارد و با یک ضربه وارد حفره می‌شود.

خط افت: مسیری که توسط توپ طی می‌شود تا وارد حفره شود را خط افت می‌گویند.

ماسک شدن: هنگامی که توپ سفید یا cue ball بین توپ‌های دیگر گیر کرده باشد و راه مناسبی برای ضربه زدن به توپ‌های دیگر وجود نداشته باشد، می‌گوییم که توپ ماسکه شده است.

Forced off the table: زمانی از این اصطلاح استفاده می‌کنیم که توپ در اثر شدت و قدرت وارد شده از میز به بیرون پرتاب شود.

 Original position: هنگامی که از داور درخواست می‌کنید تا توپ به حالت قبل برگردانده شود از این اصطلاح استفاده می‌شود.

Again: هنگامی که از داور درخواست می‌کنید تا ضربه حریف تکرار شود از این اصطلاح استفاده می‌شود.

Scartech: زمانی که شما توپ حریف را داخل حفره می‌اندازید و جریمه می‌شوید، از این اصطلاح استفاده می‌شود.

پرتاب زاویه‌دار: هر ضربه‌ای که به طور مستقیم نباشد و به عبارتی به آن " شات کات " می‌گویند.

Backspin : هنگامی که توپ در جهت مخالف حرکت خود می‌چرخد، از این اصطلاح استفاده می‌شود.

Curve Shot: ضربه‌ای که توپ در اثر برخورد با آن به سمت پایین و به یک طرف خم می‌شود.

8-Ball:  بازی دو نفره بیلیارد که در آن بازیکنان باید تا قبل از ضربه زدن به توپ سیاه رنگ شماره 8 تمام توپ‌های خود را داخل حفره‌های دور میز بیاندازند.

9-Ball: بازی دو نفره بیلیارد که در آن بازیکنان باید توپ‌ها را به ترتیب اعداد داخل حفره‌های دور میز بیاندازند و در آخر بازیکنی که توپ شماره 9 را بزند برنده است.

 Clean the table: زمانی از این اصطلاح استفاده می‌شود که که یک بازیکن پشت سر هم توپ‌ها را داخل حفره‌های دور میز بیاندازد و زمانی که آخرین توپ را هم داخل حفره‌ بیاندازد برنده بازی می‌شود.